جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

282

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

صحيح و آشنايى كامل او از اوضاع مردم و حقايق اشياء و مقدمات و نتايج امور ، پرده برمىدارد ؟ مرادم اين است كه آيا او صاحب اين گفتار نيست : « خداوند بندگان خود را با تازيانه‌اى دردناك‌تر از فقر نزده است » ؟ همين فقرى كه بعضى از زاهدنمايان ! آن را نيكو جلوه داده و مردم را به آن دعوت مىكنند و البته فهميده يا نفهميده ، اشتباه مىكنند و راه خطا مىروند ! و همين فقرى كه امام على مانند پيامبر ، در بين مردم با آن جنگيد ، چنان‌كه انقلابى بزرگ ، ابوذر غفارى ، پيشرو پيروان و شيعيان على و قربانى بنىاميه و راه و روش آنان در حكومت و سياست ، با آن پيكار كرد . . . على به‌خوبى دريافته بود كه فقر بر هرگونه فضيلتى غالب مىآيد تا فردا وسيله كفر و الحاد گردد و از همين‌جاست كه على هميشه و در هر ميدانى با فقر مىجنگيد و راه را بر آن مىبست و هركسى را كه موجب فقر مردم بود ، مىكوبيد . زيرا اگر انسان باهوش و پراستعداد باشد ، از نظر على « فقر ، مرد باهوش را گنگ و لال مىكند » و اگر كشور و « وطن » مىخواهد كه داراى فرزندانى فداكار و دوستدار همديگر باشد ، نه گروهى پراكنده كه نسبت به همديگر حسادت و بغض دارند و احساسى مانند يك فرد دور از وطن ، غريب و ترسو پيدا كرده‌اند ، بر اين وطن ضرورى است كه در ميان فرزندان خود فقيرى را باقى نگذارد زيرا به‌طورى كه على مىگويد : « فقير در ميهن خود غريب است » ! و اگر مرگ دردناك‌ترين حادثه زندگى انسان است در نزد على ، از نظر رنج كمتر از فقر است : « مرگ بزرگ ، همان فقر است » ! چقدر زيبا و مقدس است اين تازيانه‌اى كه على آن را بر پيكر فقر و منافقانى كه آن را نيكو جلوه مىدهند ، فرود مىآورد كه همه آنان را